بعد از مدت ها احساس خوشحالی میکنم چون قراره شام کتلت بخورم
از صب که بیدار شدم چیزی نخوردم که بتونم تا زیر چشمام کتلت بخورم و نترکم
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
همیشه به تمییزی اهمیت زیادی میدادم و شاید بشه گفت یه حالت وسواس گونه داشتم
حتی قبل از کرونا و این چیزا
واسه ی همین همیشه ژل ضدعفونی و دستکش میخریدم و میذاشتم توی خونه
اخرین باری که ژل ضدعفونی خریدم یه مدل خفن و خیلی خوب رو فروشنده بهم
پیشنهاد داد که حجمش خیلی زیاد بود و قیمتش هم حدودا ۶۵ بود و منم خریدمش
بعدداز این قضیه کرونا انگار این مدل اصلا پیدا نمیشه و نهایتا اگه جایی داشته باشه
قیمتش حدودا ۲۰۰ هزار تومن شده
فک کنم تنها بُردی که توی زندگیم حاصل شد همین باشه
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
این روزا حتی نمیتونم چیزایی که اتفاق میوفته رو بنویسم چون نمیخوام فکر کنم
قبل از خواب پادکست گوش میدم
خوبه
باعث میشه ذهنم فقط دنبال حرف گوینده بره و پرت مشکلات خودم نشه وگرنه این
افکار هرشب تا صبح من رو میخورد
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
زخمای دست راست و مچ پام تا میان خوب بشن و اون لایه جدید میاد روی پوست
بلند میکنم اون لایه رو و باز دوباره زخم تازه میشه
باید با پارچه ای چیزی ببندم روی زخم ها رو که هی دست نزنم بهشون
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
دلم یه روستای خلوت و سرسبز میخواد
خسته شدم از شلوغی شهر و آدما
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
عاشق بارونم
اگه توی این گیر و دار ترس از سرماخوردگی نداشتم میرفتم توی حیاط زیر بارون
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
سردرد شدیدی دارم و خیلی میترسم که نکنه مریض شده باشم
این روزا فشاد روانی زیادی رو دارم تحمل میکنم و فکرم به شدت درگیر مشکلاتمه
نمیدونم این سردرد به همون خاطره یا نه
خدایا از این بدبخت ترم نکنی یه موقع
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
الان اومدم بلاگفا و فهمیدم پست قبلی نمایش داده شده واسه ی همه با اینکه رمز
گذاشته بودم واسش
خیلی ناراحتم و احساس احمق بودن میکنم
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی